نقش یهود در شهادت امامان


در کتاب "اسرار غدیر"، صفحه 308-307 آمده است: "سقیفه نمایان در قیافه های ظاهر فریب ظاهر شدند که کمر اجتماع در مقابل آن خم شد... همسر پیامبر صلّی الله علیه و آله در میدان جنگ در برابر علی علیه السلام ظاهر شد... حضور زن در میدان جنگ از یک سو و همسر پیامبر بودن از سوی دیگر برای عوام فریبی راه شکننده ای بود و تأثیر به سزایی هم داشت، ولی دختر مؤسس سقیفه بودن و سابقه های شومی که از جاسوسی برای پدر در حیات و پس از رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله در پرونده داشت معرف خوبی برای نمایندگی او از سقیفه در مقابل غدیر بود."

برای نمونه از جاسوسی های عایشه و حفصه، دختران ابوبکر و عمر برای پدرانشان، بسیاری از مفسرین شیعه و سنی از جمله در تفسیر طبری و درالمنثور سیوطی ذیل آیات 3 و4 سوره تحریم ماجرایی را نقل کرده اند بدین مضمون که: رسول گرامی اسلام که نگران آینده اسلام بود، روزی با تأسف به یکی از همسران خود حفصه فرمود: پدر تو و پدر عایشه پس از وفات من برای به دست آوردن حکومت، سر به شورش می زنند و حاکم می شوند. این خبر غیبی چون رازی بین پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و همسرش قرار داشت که دختر عمر آن را برای عایشه افشا می کند و او به پدرش ابابکر و ابابکر آن را به عمر می رساند، و عمر از دخترش با اصرار فراوان می پرسد که بگو ماجرا چیست؟ تا خود را آماده سازیم. و با نزول آیات ابتدای سوره تحریم، وحی الهی از افشای راز نهان پرده برمی دارد.

در کتاب "مهار انحراف" صفحات 98-97 به نقل از مسند احمد، ج6، ص274 و الطبقات الکبری، ج2، ص206 آمده است: "پیامبر پس از بازگشت از بقیع و اعلام وجود فتنه در مدینه، به منزل عایشه می روند و از آنجا بیماری آغاز می شود و به یکباره تب می کنند و از دنیا می روند."

برای نتیجه گیری از بحث، پیرامون شهادت پیامبر اعظم(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) باید بگوییم که نقشه قتل پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) یک بار در جنگ تبوک و چند بار به وسیله سم و بارها به صورت مسلحانه تدارک دیده شده بود که همه نقش بر آب شد. در این مقاله یکی از این موارد ترور بررسی شد ولی جالب اینجاست در تمام این سوء قصدها ردپای افراد مشخصی که از آنان نام بردیم دیده می شود. منافقان و یهودی زادگان، سرانجام حضرت را مسموم کردند و به شهادت رساندند. بی گمان قاتل ایشان، از عاملان نفوذی یهود، در نظام حکومتی و یا حتی در خانه پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) است که به ایشان زهر خورانده است؛ خواه آن را منافق بنامیم، خواه یهودی، خواه مشرک. ولی با توجه به شواهد و روایات، زنی مسلمان نما که ارتباط تنگاتنگی با منافقان و یهودی زادگان مدینه داشته است عامل مسموم نمودن پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) است؛ ولی تاریخ، او را زن یهودیّه خیبری معرفی کرده است. حال آن که این ترور، از ترورهای نافرجام پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) است ولی همگان می پندارند ایشان با همان زهر زن خیبری به شهادت رسیده است در حالی که زهر زن منافق، کارگر شده است.

در ادامه، بحثی را پیرامون شهادت بانوی دو جهان، حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها، آغاز می کنیم.

در کتاب "مهار انحراف"، صفحات 123-122، آمده است: "با وجود تمام تلاش رسول الله(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) در بیان شخصیت والای فاطمه(سلام الله علیه)، حضرت زهرا(سلام الله علیه) نمی توانست به عنوان دفاع از ولایت، از منزل بیرون بیاید؛ چرا که غاصبان خلافت، در عملیات روانی چیره دست بودند و می توانستند جو مدینه را با تبلیغات تغییر دهند... از این نکته که آن ها توانستند در مدینه به سرعت خلأ قدرت را پر کرده و خود را به عنوان جبهه حق جا بزنند، قدرت و تخصص آن ها در زمینه احاطه خبری، اثبات می شود. با توجه به جو حاکم بر مدینه، دختر پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) اگر وارد میدان شود و داعیه دار خلافت شود، او را نیز به آسانی از سر راه بر می دارند. اما روند حمله به زهرا(سلام الله علیه) باید... ظاهری مشروع داشته باشد؛ دقیقاً همان کاری که صورت گرفت. ابوبکر پس از جریان حمله به خانه فاطمه(سلام الله علیه) بارها می گفت: لیتنی لم اکتشف بیت فاطمه؛ در واقع علت ابراز پشیمانی او این بود که جریان به کلی به زیان او پایان یافته است. می توان مبارزات حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) را در مقابل غاصبان خلافت و نیز پشتیبانی و دفاع از مقام ولایت و امامت را در پنج مرحله مورد بررسی قرار داد: 1. جریان فدک؛ 2. عزاداری حضرت زهرا(سلام الله علیه) در فراق پیامبر؛ 3. حضور حضرت در پشت در خانه و به هنگام آتش گرفتن در؛ 4. اعلام نارضایتی حضرت از دو خلیفه و غاصبان خلافت؛ 5. وصیت حضرت در مخفی بودن قبرشان."

پس از فتح خیبر و شکست یهودیان، باغات فدک در اختیار رسول خدا(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) قرار گرفت و رسول خدا(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) آن را به فاطمه زهرا(سلام الله علیه) اهدا فرمودند و سندی برای آن تنظیم نمودند و فدک، در چند سال از حیات پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) در اختیار فاطمه قرار داشت اما ابوبکر و عمر آن را غصب کردند.

در کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" صفحات 97-96 آمده است: "فاطمه(سلام الله علیه)... انحرافات و تحریفات را افشا نمود. ماجرای غصب فدک و این که پیامبر ارث نمی گذارد را با استدلال های محکم قرآنی محکوم کرد و سران حکومت را به زانو درآورد... و با شواهد گویا و سند مکتوب (به املاء رسول خدا(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم)) مانع ترویج یک حدیث جعلی شد، تا فرمان بازگرداندن فدک را از ابابکر گرفت. وقتی سران کودتا... ناچار شدند فدک غصب شده را بازگردانند که آبرویشان بر باد می رفت... و اسلامی نبودن فرامین کودتا گران بر همه ثابت می شد، به زور متوسل شدند و خود را رسوا کردند که: عمر با دست ناپاکش سیلی به صورت فاطمه(سلام الله علیه) نواخت. و سند فدک را پاره کرد... و در همیشه تاریخ اسلام رسوا شد."

اصرار و شدت عمل ابوبکر و عمر در غصب فدک که زمانی ملک یهودیان بوده است، نشان از عمق کینه و بغض آنان و دوستان یهودیشان، نسبت به فاتح خیبر و صاحب فدک است.

در صفحات 58-57، همان کتاب، آمده است: "چنین اندیشیدند که: به بهانه گردهمایی مخالفان در خانه علی(علیه السلام) به منزل امام یورش ببرند. مخالفان اندک و علی(علیه السلام) در یک مقابله شمشیر و در یک جنگ نابرابر کشته می شوند. آنگاه حل مشکل طبیعی است زیرا: ... علی(علیه السلام) برای خلافت شمشیر کشید جنگید و کشته شد. نمی بایست دست به شمشیر ببرد و در امت اسلامی مسلحانه برخورد کند. اما یک محاسبه دقیق را از یاد برده بودند. فاطمه زهرا(سلام الله علیه) را به حساب نیاوردند فکر می کردند، زنی که برای حفظ حجاب خود در ماجراهای سیاسی دخالت نمی کند در خط مقدم قرار نمی گیرد، در خانه می نشیند و دعا می کند یا قرآن می خواند یا گریه می کند و چون طرفداران علی(علیه السلام) اندک می باشند، زود از میدان خارج شده، و علی(علیه السلام) تنهاست و در تنهایی و غربت چه می تواند بکند؟ برای همین اهداف شوم دو هزار نفر را بسیج کردند و یا به نقل برخی از نویسندگان 450 نفر را در یورش به خانه امام دخالت دادند. از این رو دفاع جانانه حضرت زهرا(سلام الله علیه) برای حفظ جان امام(علیه السلام) یکی از ره آوردهای مهم مبارزات حضرت زهرا(سلام الله علیه) است... و معتقدیم: اگر فاطمه نبود، دین و آیینی، امامت و تداوم راه رسالتی وجود نداشت."

در همان کتاب، صفحات 50-47، آمده است: "گروه های مهاجم و فرمانده شان عمر می دانستند که زدن و بازو شکستن و شهادت حضرت محسن برای آن ها گران تمام می شود و سیلی زدن به دختر پیامبر اسلام که ده ها حدیث و روایت در فضیلت او در میان مردم انتشار دارد کار ساده ای نمی باشد، و تلاش داشتند این کار را نکنند، ابتدا با انواع تهدیدها برخورد کردند دیدند فایده ای ندارد. هیزم برای آتش زدن در آوردند و هشدار دادند، تأثیری نداشت. و دختر پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) مصمم برای شهادت در برابر مهاجمان ایستاده بود، تا درب خانه را آتش نزدند و نیم سوخته آن را بر اندام او نکوبیدند، و بین در و دیوار با ضربت های جانکاه محسن او را شهید نکردند و تا بیهوش بر زمین نیفتاده بود دفاع را ادامه داد... و تا شنید که امام زمان او را به زور به سوی مسجد می کشانند. با همه دردهای شدیدی که یک زن، پس از سقط جنین دارد، آن هم سقط جنینی که با ضربت و فشار باشد... چادر بر سر کرد و تکیه به حضرت مجتبی داد و با سرعت خود را به امام رساند... دامن امام را گرفت و مانع بردن امام به مسجد شد... سران سیاسی کودتاگر سقیفه... چون به بن بست کامل رسیدند... ناچار شدند کفر پنهان را آشکار کنند و نفاق درون را آشکارا بنمایانند... که بگوید: قنفذ دست فاطمه را کوتاه کن... و تا دست فاطمه(سلام الله علیه) بر اثر ضربات سخت سست نشده بود نتوانستند علی(علیه السلام) را به مسجد بکشانند. این واقعه را همه دیدند... همه فهمیدند سران کودتاگر سقیفه، منطق و ایمان ندارند که دست به شمشیر و شلّاق می برند."

و باز در همان کتاب، صفحه 124، آمده است: "در مبارزه مستقیم نمی توانستند تا آنجا پیش بروند که دختر پیامبر را سیلی بزنند اما در تداوم خط نفاق، عمر به راحتی دستور صادر می کند و قنفذ یهودی زاده به راحتی این خیانت را مرتکب می شود."

و در صفحه 128، آمده است: " ابوبکر فرمان یورش به حریم ولایت را صادر می کند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت می رساند. قنفذ یهودی زاده فاطمه(سلام الله علیه) را کتک می زند."

مغیرة بن شعبه یهودی نیز، یکی از عوامل حکومت ابوبکر، عمر و عثمان و از مهاجمان اصلی به خانه وحی بود. اخنس پدر مغیره از مشرکین بود که در روز فتح مکه به ظاهر مسلمان شد. برادر او ابوالحکم در جنگ احد به دست امام علی(علیه السلام) کشته شد و او همواره کینه امام علی(علیه السلام) را در دل داشت.

با بیان این مطالب روشن است که قاتلان حضرت زهرا(سلام الله علیه)، همان منافقان و یهودی زادگان مسلمان نمای مدینه هستند؛ که بهتر است از این پس، آنان را یهودی زادگان قاتل بنامیم.

آری این ها، واقعیات تلخ تاریخ صدر اسلام است که یهودیا ن همان طور که در زادگاه آیین مسیح(علیه السلام)، تصمیم به سنگسار مریم(سلام الله علیه) گرفتند، اقدام به قتل مسیح(علیه السلام) کردند، ایشان را به پیامبر مفقود الاثر تاریخ بدل نمودند، در حواریان ایشان نفوذ کردند، پولس یهودی را به جانشینی ایشان نشاندند و توحید را به تثلیث بدل نمودند، بار دیگر برنامه شومشان را در زادگاه اسلام و در میان مسلمانان و اهل بیت پیامبر اسلام تکرار کردند.

شاید تعجب کنید، اگر بشنوید که امام علی(علیه السلام) را نیز یک یهودی زاده به شهادت رسانده است.

در کتاب "منتهی الآمال"، جلد اول، صفحه 258، آمده است: "از پس او ابن ملجم آمد... و شمشیر بر فرق آن حضرت فرود آورد... آن حضرت فرمود: ... سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم. و صیحه ی شریفه اش بلند شد که فرزند یهودیّه (ابن ملجم) مرا کشت، او را مأخوذ دارید."

در کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" صفحه 121، آمده است: "ابن ملجم یهودی زاده، مسلمان می شود و از طرف مردم یمن با امام علی(علیه السلام) بیعت می کند و در جنگ جمل و صفین شرکت می کند و پس از حکمیت جزو خوارج شده به ترور امام روی می آورد."

در کتاب "منتهی الآمال"، جلد اول، صفحه 342، آمده است: "حضرت امام حسن(علیه السلام) با اهل بیت خود می فرمود: من به زهر، شهید خواهم شد مانند رسول خدا(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم). پرسیدند که خواهد کرد این کار را؟ فرمود: زن من، جعده، دختر اشعث بن قیس. معاویه پنهانی زهری برای او خواهد فرستاد و امر خواهد کرد او را که آن زهر را به من بخوراند."

اشعث بن قیس شوهر خواهر ابوبکر بود. او کسی است که سوابق تاریخی نکوهیده او در خطبه 19 نهج البلاغه ذکر شده است و امام علی(علیه السلام) او را منافق پسر کافر نامیده اند. و او نیز از یهودی زادگان قاتل است. معاویه هم که از سردمداران نفاق در مدینه بود.

در کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" صفحه 128، آمده است: "امام مجتبی(علیه السلام) با زهر دختر یهودی زاده ای مسموم می شود."

نسبت عاملان اصلی شهادت سید الشهدا امام حسین(علیه السلام)، با منافقان مدینه و شیوه به قدرت رسیدنشان نیز مشخص است.

امام حسین(علیه السلام) با فرمان فرزند معاویه کسی که در تمام جنگ های مستقیم، شکست خورده بود و سرانجام با لطف و عنایت ابابکر و عمر به حکومت رسید در کربلا به شهادت می رسد.

در خطبه ی 73 از کتاب شریف "نهج البلاغه" آمده است: "گویند: مروان بن حکم در روز جنگ جمل اسیر شد، حسن و حسین علیهما السلام نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) شفاعت کردند و امام علی(علیه السلام) او را رها کرد. به او گفتند: ای امیرالمؤمنین آیا با شما بیعت می کند؟ فرمود: مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازی نیست! دست او دست یهودی است، اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را می شکند. آگاه باشید، او حکومت کوتاه مدتی خواهد داشت، مانند فرصت کوتاه سگی که با زبان بینی خود را پاک کند. او پدر قوچ های چهارگانه[چهار فرمانروا] است و امت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونینی خواهند داشت."

دست یهودی کنایه از عهدشکنی مروان است، مروان هم یهودی زاده بود، و هم یهودیان در آن روزگاران معروف به پیمان شکنی بودند.

بنی امیه برای این که فرزندان یزید، عبدالله و خالد بزرگ شوند و حکومت در خاندان ابوسفیان باقی بماند با مروان بیعت کردند که سرانجام مروان پس از ازدواج با همسر یزید، ام خالد و پدید آمدن اختلافات داخلی به دست او خفه شد.

چهار فرزند مروان که به فرمانروایی رسیدند عبارتند از: عبدالملک مروان که حاکم مطلق العنان امت اسلامی بود، عبدالعزیز که حاکم مصر شد، بشر بن مروان که حاکم عراق شد و محمد بن مروان که حاکم الجزیره شد.

در کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" صفحات 121-120، آمده است: "مروان یهودی به ظاهر مسلمان شد و داماد عثمان گردید... و سپس او و چهار فرزندش تا ده ها سال بر مسلمین حکومت کردند... یهودیان اطراف مدینه که در خیبر شکست سخت خوردند و در ماجرای بنی قریظه، شدیداً تنبیه گردیدند، به ظاهر مسلمان شدند، مروان بن حکم یهودی زاده پس از مرگ یزید حکومت را به دست گرفت و پس از او فرزندان او تا سال های سال با قتل و کشتار حکومت کردند."

امام زین العابدین و امام محمد باقر علیهما السلام نیز با زهر فرزندان مروان بن حکم یهودی به شهادت رسیدند.

پیرامون شهادت امام زین العابدین(علیه السلام)، در کتاب "منتهی الآمال"، جلد دوم، صفحه 62 آمده است: "از اخبار معتبر که بر وجه عموم وارد شده، ظاهر می شود که آن حضرت را به زهر شهید کردند. ابن بابویه و جمعی را اعتقاد آن است که ولید بن عبدالملک، آن حضرت را زهر داده؛ و بعضی هشام بن عبدالملک گفته اند. ممکن است که هشام بن عبدالملک... برادر خود ولید بن عبدالملک را، که خلیفه آن زمان بود، وادار کرده باشد که آن حضرت را زهر دهد. پس هر دو آن حضرت را زهر داده اند؛ و صحیح است نسبت قتل آن حضرت به هر دو تن."

پیرامون شهادت امام محمد باقر(علیه السلام) در کتاب "منتهی الآمال"، جلد دوم، صفحه 172 آمده است: "و گفته شده که: آن حضرت را ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان به زهر شهید کرده و شاید به امر هشام بوده"

آن چه در روایات و تواریخ مشهور است امام جعفر صادق(علیه السلام) با زهری که منصور بن محمد بن علی بن عباس، خلیفه عباسی به ایشان خورانده بود به شهادت رسیده است.

بنابر آن چه در کتاب "منتهی الآمال"، جلد دوم، صفحه 310، آمده است و در روایات مشهور است امام موسی کاظم(علیه السلام) را نیز، سندی بن شاهک یهودی که زندانبان ایشان بود مسموم کرد و به شهادت رساند.

و بالاخره مطلب پایانی را از کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" صفحات 128-127، نقل می کنیم: "حال پس از وفات پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) همه مخالفان و دشمنان پنهان و آشکار اسلام، دست در دست هم نهادند تا علی(علیه السلام) و نظارت امامان معصوم(علیه السلام) در جامعه نباشد. عترت پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) در انزوا قرار گیرد. اسلام ناب رسول خدا(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) به تدریج فراموش گردد. که سرانجام: عقده ها و کینه های بدر و احد را از دل بیرون کنند. و با کتک زدن دختر پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم)، از آن زخم های کهنه مبارزات امام علی(علیه السلام) به گونه ای انتقام بگیرند، که در آغاز قصد جان او را داشتند، و سپس به انزوای او کوشیدند. تمام شکست خورده ها، کافران زخم خورده ، یهودیان و یهودی زادگان سیلی خورده، تنبیه شده، حد خورده، آنان که خویشاوندان خود را در جنگ های بدر و احد از دست داده بودند، همه و همه اکنون در کودتای سقیفه، برای از میان برداشتن علی(علیه السلام) هم داستان شدند و در انزوای عترت هم پیمان شدند. ابوبکر فرمان یورش به حریم ولایت را صادر می کند. عمر به خانه امام هجوم آورده حضرت محسن را به شهادت می رساند. قنفذ یهودی زاده فاطمه(سلام الله علیه) را کتک می زند. ابابکر و عمر، دست در دست خالد بن ولید گذاشته، مخالفان را سرکوب می کنند. و با ابوسفیان کنار می آیند و فرزندان او را به حکومت می رسانند. و یهودی زاده نفوذی، مروان بن حکم داماد عثمان می شود، و مقدرات جامعه اسلامی را به دست می گیرد. و سرانجام امام علی(علیه السلام) به دست یهودی زاده ای شهید می گردد. و امام مجتبی(علیه السلام) با زهر دختر یهودی زاده ای مسموم می شود. و امام حسین(علیه السلام) با شمشیر فرزند هند جگرخوار (که در تمام جنگ های مستقیم، شکست خورده بود و سرانجام با لطف و عنایت ابابکر و عمر به حکومت رسید) در کربلا به شهادت می رسد. و حکایت هم چنان باقی است!!"

حمید زارع

منابع و مآخذ:
1. قرآن مجید، ترجمه آیت الله ناصر مکارم شیرازی
2. نهج الفصاحه، ترجمه کاظم عابدینی مطلق، انتشارات فراگفت، 1386
3. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی ائمه(علیه السلام)، 1379
4. اسرار غدیر، محمد باقر انصاری، انتشارات تک، 1384
5. تبار انحراف، جمعی از نویسندگان، مؤسسه اطلاع رسانی و مطالعات فرهنگی لوح و قلم، 1383
6. حماسه حسینی، مرتضی مطهری، ج1، انتشارات صدرا، 1383
7. ره آورد مبارزات حضرت زهرا(سلام الله علیها)، محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین(علیه السلام)، 1381
8. فرهنگ سخنان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، محمد دشتی، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین(علیه السلام)، 1384
9. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج1و2، انتشارات ارمغان طوبی، 1384
10. مهار انحراف، جمعی از نویسندگان، ابتکار دانش، 1385

منبع: بیداری اندیشه

/ 0 نظر / 36 بازدید