از وادى یابس (دره خشک ) تا دمشق

در اینکه سفیانى جنبش خود را از خارج دمشق از منطقه حوران یا درعا در مرز سوریه اردن آغاز مى کند، روایات تقریبا همداستانند، البته روایات ، منطقه خروج وى را وادى یابس و اءسود (دره خشک و سیاه ) مى نامند.
از امیر مؤ منان (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود:
((پسر هند جگرخوار از وادى یابس (دره خشک ) خروج مى کند و او مردى است چهارشانه ، با چهره اى ترسناک و سرى بزرگ که در چهره اش اثر آبله پیداست به قیافه اش که بنگرى ، یک چشم بنظر مى رسد، نامش عثمان و نام پدرش عنسبه (عیینه ) و از فرزندان ابوسفیان است . تا اینکه به سرزمینى قرار و معین (آرام و داراى آبى گوارا) مى رسد، آنگاه بر منبر آن جا قرار مى گیرد.))

البته زمین ذات قرار معین (داراى آرامش و آبى گوارا) که در قرآن آمده است به دمشق تفسیر شده است .
در نسخه خطى ابن حماد از محمد بن جعفر بن على نقل شده است که گفت :
سفیانى از فرزندان خالد پسر یزید پسر ابوسفیان ، مردى است با سرى درشت و چهره اى آبله گون ، در چشمش نقطه اى سفید پیداست او از ناحیه اى از شهر دمشق که وادى یابس (دره خشک ) نامیده مى شود با هفت نفر که یکى از آنها درفشى پیچیده با خود دارد، خروج مى کند.
و در صفحه 74 همین نسخه آمده است که آغاز حرکت سفیانى از قریه اى در غرب شام به نام اءندرا همراه 7 نفر مى باشد و در صفحه 79 از ارطاة بن منذر آمده است که گفت: مردى بدسیما و ملعون از مندرون در شرق بیسان در حالیکه برشترى سرخ سوار و تاجى برسر نهاده است ، خروج مى کند.

ابن حماد، روایات متعددى از تابعین آورده است که آنها را به پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم یا اهل بیت (علیه السلام ) نسبت نداده اند، این روایات درباره سفیانى و آغاز جنبش او مطالبى بیان کرده که به افسانه بیشتر شباهت دارد... مثل اینکه
((او در عالم خواب دیده مى شود به او مى گویند برخیز و قیام کن وى سه چوب نى در دست دارد به هر کس که آنها رابزند مرگ او حتمى است .))
ولى صرف نظر از روایات مبالغه آمیز و بیانگر امور غیر عادى ، روایات دیگرى هست که از جنبش سریع و شدید سفیانى حکایت دارد و شدت یورش وى نزد راویان شیعه امرى شناخته شده است ، بطوریکه یکى از راویان ، درباره اینکه شیعیان هنگام خروج سفیانى چه باید بکنند، از امام صادق (علیه السلام ) سؤ ال مى کند.
از حسین بن ابى العلاء حضرمى چنین روایت شده است که گفت :
از ابوعبدالله امام صادق (علیه السلام) پرسیدم : وقتى سفیانى خروج کند ما شیعیان چه بکنیم ؟ حضرت فرمود: مردان چهره خود را از او بپوشانند و به زن و فرزندان آسیبى نمى رسد و چون برپنج شهر، یعنى شهرهاى شام مسلط شد، شما به سوى صاحب خود حضرت مهدى (علیه السلام) کوچ کنید.

بنظر مى رسد که سرسخت ترین سفیانى ابقع و هوادارانش مى باشند که مراد از بنى مروان در روایت ابن حماد نیز همین ها مى باشند آنجا که مى گوید:
او برمروانى چیره شده و او را بقتل مى رساند سپس بنى مروان را سه ماه کشتار مى کند، آنگاه روى به اهل مشرق (ایرانیان ) مى آورد تا این که وارد کوفه مى شود.

برخى روایات ، نشانگر این معنى است که شیعیان منطقه شام هنگام خروج سفیانى ، از دشمنان عمده وى شمرده نمى شوند، بلکه طرفداران اءبقع و اءصهب هستند که دشمنان شیعه و سفیانى هر دو محسوب مى شوند، از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود:
سفیانى ، براى انتقام گرفتن از دشمنانتان به نفع شما کافى است و او براى شما از نشانه هاست با آنکه ، آن فاسق اگر خروج مى کرد شما یکى دو ماه بعد از خروج او مى ماندید و از ناحیه او به شما ضررى نمى رسید تا آنکه جمعیت زیادى را قبل از شما بقتل برساند. بعضى از یاران از آن حضرت پرسیدند: در آن وقت وظیفه ما نسبت به زن و فرزندمان چیست ؟ امام فرمود: مردان شما خود را از او بپوشانند زیرا که هراس و شرارت او البته برشیعیان ماست ، اما زنان ان شاالله به آنها ضررى نمى رسد. پرسیدند: مردان کجا بروند و از او به کجا بگریزند؟ امام فرمود: هر کس ‍ مى خواهد از شر آنها بگریزد به مدینه یا مکه و یا شهر دیگر برود.. ولى شما باید به مکه روى آورید که آنجا محل اجتماع شماست . و این فتنه نه ماه به مدت باردارى زن طول مى کشد و بخواست خدا بیش از آن نخواهد شد.
این روایت حاکى از این است که هجوم سفیانى برشیعیان ، در شام ، در ماه رمضان پس از خروج وى خواهد بود. همچنین روایات یادآور مى شوند که سلطه او بر منطقه قدرتمندانه و مطلق است بگونه اى که برتمام مشکلات داخلى پیروز مى گردد.
مردم شام از او اطاعت مى کنند. بجز دسته هایى از پویندگان حق که خداوند آنها را از شرّ خروج همراه وى حفظ مى کند.
برخى از راویان ، از این روایت اینگونه مى فهمند که شیعیان لبنان و سرزمین شام در قلمرو حکومت سفیانى قرار نمى گیرند و از او اطاعت نخواهند کرد. البته این امر امکان پذیر است و کمترین دلیل بر آن ، جدا شدن گروههایى از اهل شام از گردن نهادن به فرمان اوست . چه اینکه جمعیت هاى آگاه ، از شیعیان و غیر شیعیان که از مصونیت الهى برخوردارند از مشارکت در جنبش سفیانى و عملیات نظامى وى در عراق و حجاز سرپیچى مى کنند. و بعید نیست که آنها داراى وضع سیاسى ویژه اى باشند که با دیگر هموطنان عادى در دولت سفیانى متفاوت باشد و آنها را تا این اندازه مستقل ساخته باشد نظیر لبنان کنونى نسبت به سوریه .
به هر حال ، وقتى سفیانى از استیلاى خود بر منطقه آسوده خاطر مى شود، عملیات مهم برون مرزى خود را آغاز مى کند، از جمله سپاه بزرگ خود را جهت رویارویى با ایرانیان زمینه ساز، آماده مى کند.
سفیانى تلاش و کوشش خود را صرفا متوجه عراق مى کند و سپاه وى وارد قرقیسیا مى شود و در آنجا به کارزار مى پردازد .

/ 0 نظر / 6 بازدید