امت یهود؛عالمان بى عمل

مى فرماید: «کسانى که تورات بر آنها نازل شد، مکلف به آن گشتند ولى حق آن را اداء ننمودند و به آیاتش عمل نکردند، همانند درازگوشى هستند که کتاب هائى بر پشت خود حمل مى کند» (مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً).
او از کتاب، چیزى جز سنگینى احساس نمى کند، و برایش تفاوت ندارد که سنگ و چوب بر پشت دارد، یا کتاب هائى که دقیق ترین اسرار آفرینش و مفیدترین برنامه هاى زندگى در آن است.
این قوم از خود راضى، که تنها به نام «تورات» یا تلاوت آن قناعت کردند، بى آنکه اندیشه در محتواى آن داشته باشند و عمل کنند، همانند همین حیوانى هستند که در حماقت، نادانى ضرب المثل و مشهور خاص و عام است.
این، گویاترین مثالى است که، براى عالِم بى عمل مى توان بیان کرد که، سنگینى مسئولیت علم را بر دوش دارد، بى آن که از برکات آن بهره گیرد، افرادى که با الفاظ قرآن
سر و کار دارند، ولى از محتوا و برنامه عملى آن بى خبرند (و چه بسیارند این افراد در بین صفوف مسلمین) مشمول همین آیه اند.
این احتمال نیز وجود دارد که: یهود با شنیدن آیات نخستین سوره «جمعه» و مانند آن که، از موهبت بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله)سخن مى گوید، گفته باشند:
ما نیز اهل کتابیم، و مفتخر به بعثت حضرت موسى کلیم(علیه السلام) هستیم، قرآن در پاسخ آنها مى گوید: چه فائده؟ که دستورهاى «تورات» را زیر پا نهادید و آن را در زندگى خود هرگز پیاده نکردید.
ولى، به هر حال هشدارى است به همه مسلمانان که، مراقب باشند، سرنوشتى همچون «یهود» پیدا نکنند، این فضل عظیم الهى که شامل حال آنها شده، و این قرآن مجید که بر آنها نازل گردیده، براى این نیست که تنها در خانه ها خاک بخورد، یا به عنوان «تعویذ چشم زخم» حمایل کنند، یا براى حفظ از حوادث به هنگام سفر از زیر آن رد شوند، یا براى میمنت و شگون خانه جدید، همراه «آئینه» و «جاروب»! به خانه تازه بفرستند، و تا این حدّ آن را تنزل دهند، و یا آخرین همت آنها، تلاش و کوشش براى تجوید، تلاوت زیبا، ترتیل و حفظ آن باشد، و در زندگى فردى و اجتماعى کمترین انعکاسى نداشته باشد و در عقیده و عمل، از آن اثرى به چشم نخورد.
و در ادامه این مثل، مى افزاید: «قومى که آیات الهى را تکذیب کردند مسلّماً مثال بدى دارند» (بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ).
چگونه آنها تشبیه به «حمار حامل اسفار» نشوند؟ در حالى که، نه تنها با عمل، که با زبان هم آیات الهى را انکار کردند، چنان که در آیه ۸۷ سوره «بقره» درباره همین قوم «یهود» مى خوانیم: أَ فَکُلَّما جاءَکُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ:
«آیا هر زمان پیامبرى بر خلاف هواى نفس شما آمد، در برابر او تکبر کردید، گروهى را تکذیب نمودید، و گروهى را به قتل رساندید»؟!
و در پایان آیه، در یک جمله کوتاه و پرمعنى مى فرماید: «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى کند»؟ (وَ اللّهُ لایَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ).
درست است که، هدایت، کار خدا است، اما زمینه، لازم دارد، و زمینه آن که روح حق طلبى و حق جوئى است، باید از ناحیه خود انسان ها فراهم شود، و ستمگران از این مرحله دورند.(۱)

۱٫ تفسیر نمونه، جلد ۲۴، صفحه۱۲۶٫

منبع : مصاف با شیطان

/ 0 نظر / 5 بازدید