خروج دجال

این نشانه ، در کتابهاى اهل سنت ، از نشانه بر پایى قیامت دانسته شده است ، ولى ، در منابع روایى شیعه ، از نشانه هاى ظهور. برابر آنچه پیش از این یادآور شدیم ، هیچ اشکالى ندارد که رخدادهایى چون خروج دجال هم ، نشانه ظهور باشند و هم نشانه قیامت ، بدین معنى که این رخداد پیش از ظهور و در دوره غیبت واقع گردد. به هر حال بر اساس ‍ آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدى )ع ) خروج مى کند و غیر عادى است و با انجام کارهاى شگفت انگیز جمع زیادى از مردم را مى فریبد و سر انجام به دست عیسى مسیح (ع ) در کنار دروازه لددر منطقه شام ، به هلاکت مى رسد.
آیا دجال داراى ویژگیها و صفات غیر عادى است ؟ آیا دجال شخص ‍ است ، یا جریان الحادى ؟
بر فرض که دجال ، داراى چنان ویژگیهایى باشد، تحقق آن را چگونه مى توان تصور کرد: معجزه یا غیر معجزه ؟ اینها، پرسشهایى است که در این بخش به بررسى آن مى پردازیم .
در مورد اصل دجال ، صرف نظر از ویژگیهاى او، چند احتمال وجود دارد:
الف . دجال ، نام شخص معینى نیست . هر کسى که با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حیله گرى و نیرنگ ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است ، بر این اساس دجال ها خواهند بود. این که در روایات از دجال هاى فراوان سخن به میان آمده این احتمال را تقویت مى کند.
پیامبر اکرم (ص ) مى فرماید:
لاتقوم الساعه حتى یخرج المهدى من ولدى ، و لایخرج المهدى حتى یخرج ستون کذابا کلهم یقول :انا نبى .
قیامت ، بر پا نمى شود، تا وقتى که مهدى (ع ) از فرزندانم قیام کند و مهدى (ع ) قیام نمى کند، تا وقتى که شصت دروغگو خروج کنند و هر کدام بگوید: من پیامبرم .
دجال، از ریشه دجل به معناى دروغگوى حیله گر است . در روایات ، از این دجال ها و دروغگویان فراوان نام برده شده است . در برخى ، دوازده و در برخى سى ، شصت و هفتاد دجال آمده است . از میان این دجال ها، فردى که در دروغگویى و حیله گرى و مردم فریبى سر آمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است ، نشانه ظهور مهدى (ع ) و یا بر پائى قیامت است . بر این اساس ، باید گفت : ما دو نوع داریم : یکى همان دجال حقیقى و واقعى است که پس از همه دجال ها مى آید و دیگرى گروهى شیاد و دروغگویند که دست به فریبکارى و تحمیق و گمراهى مردم مى زنند.
پیامبر اکرم (ص ) مى فرماید:
 یکون قبل خروج الدجال نیف على سبعین دجالا
پیش از خروج دجال ، بیش از هفتاد دجال خروج خواهد کرد.
یا مى فرماید:
 ان بین یدى الساعه الدجال و بین ید الدجال کذابون ثلاثون او اکثر
پیشاپیش برپایى قیامت ، خروج دجال است و پیش از دجال ، سى دروغگو، یابیشتر، خواهند بود.
یا مى فرماید:
 تکون امام الدجال ستون خداعه ...
پیش از خروج دجال ، شصت نیرنگ خواهد بود.
با توجه به معناى لغوى دجال و نیز فراوانى آنان در روایات ، فرد خاصى منظور نیست ، بلکه هر آدم حقه باز دروغگویى که با فریفتن مردم ، به فتنه انگیزى بپردازد، دجال است ، منتهى ممکن است یکى از آنان که تبلور این صفات در وى ، از همه بیشتر است ، نشانه ظهور باشد.
در حقیقت داستان دجال ، بیانگر این واقعیت است که در آستانه هر انقلابى ، افراد فریبکار و منافق ، که معتقد به نظامهاى پوشالى گذشته و پاسدار سنتهاى و ضدارزشهایند، براى نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلى گذشته ، همه تلاش خود را به کار مى گیرند و با سوء استفاده از زمینه هاى فکرى و اجتماعى و احساسات مردم ، دست به تزویر و حیله گرى مى زنند، تا مردم را نسبت به اصالت و تحقق انقلاب و استوارى رهبران آن ، دلسرد و دو دل کنند و در نهایت با شیطنت ، آنان را به کژ راهه برند.
پس ، حرکت مزورانه دجال ها، همواره بزرگترین خطرى است که به ثمر رسیدن انقلاب را تهدید مى کند و تنها هوشیارى مردم و شناخت به موقع است که مى تواند توطئه ها را خنثى کند.
در انقلاب جهانى حضرت مهدى (ع )، نیز، چنین خطرى پیش بینى شده است . چون انقلاب مهدى (ع )، از همه انقلابهاى تاریخ بزرگ تر و گسترده تر است ، خطر فریبکاران دجال صفت نیز، به مراتب بیشتر و گسترده تر است . در آستانه ظهور مهدى (ع ) و انقلاب بزرگ ، آنان همه تلاش خویش را به کار خواهند گرفت که مردم را بفریبند و آنان را نسبت به نتیجه آن دلسرد و ناامید سازند و بالاخره ، از پیروزى حتمى آن جلوگیرى کنند.
امامان (ع )، از پیش ، این خطر را گوشزد کرده اند و پیدایش حرکتهاى انحرافى را پیش بینى کرده اند، تا مردم با هوشیارى کامل ، به استقبال چنین حوادثى بروند و در دام شیادان گرفتار نشوند. این که در روایت تاءکید شده است : هر پیامبرى ، امت خویش را از خطر دجال بر حذر داشته  به خوبى نشان مى هد که در برابر نهضت همه انبیا، دجال هایى خروج کرده اند و گاهى تا سر حد انحراف امتهاى آنان و تنها گذاشتن پیام آوران آسمانى ، پیش رفته اند، ولى در نهایت ، به خاک مذلت افتاده اند و با رسوایى تمام ، شکست خورده اند.
ب . احتمال دوم آن است که فردى معین و مشخص ، به عنوان دجال  در دوره غیبت ، با همان ویژگیهایى که براى وى بیان شده ، خروج مى کند و مردم را به انحراف مى کشاند.
ظاهر بسیارى از روایات ، بیانگر این احتمال است ، ولى تقریبا هیچ کدام از این روایات ، سند معتبرى که بشود بر آن اعتماد کرد، ندارند. مستند این نشانه ، در منابع شیعه ، دو روایت است که شیخ صدوق ، آنها را در کمال الدین  آورده است و سند هر دوى آنها ضعیف است و در محتواى آنها نیز ناهماهنگى و ضعفهاى فراوانى دیده مى شود، چنانکه شیخ صدوق ، بدان اشاره کرده است .
با توجه به روایات زیاد در منابع عامه ، اصل قضیه دجال ، بعید نیست صحیح باشد، ولى تعریف و توضیحاتى که درباره اش گفته اند، نمى تواند درست باشد؛ زیرا خروج دجال ، با او اوصافى که بدانها اشاره کردیم ، به صورت طبیعى ، تقریبا، غیر ممکن است و بیشتر، به افسانه شباهت دارد، تا واقعیت و به صورت معجزه نیز، با توجه به توضیحى که پیش از این ، در مورد قانون معجزه آوردیم ، نمى تواند واقع شود، زیرا معجزه بودن چنین پدیده هایى مستقیما، در جهت تقویت و تاءیید باطل است و موجب انحراف بیشتر مردم مى گردد، مگر این که بگوییم صدور معجزه از دجال ، به رسوایى وى منجر مى شود که بعید است .
نکته در خور یادآورى این که : اصل داستان دجال ، در کتابهاى مقدس مسیحیان آمده است . در انجیل ، واژه دجال  بارها به کار رفته و از کسانى که منکر حضرت مسیح باشند، و یا پدر و پسر را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است :
دروغگو کیست ؟ جز آن که مسیح بودن عیسى را انکار کند. آن دجال است که پسر و پدر را انکار کند.
کلمه دجال ، در کتابهاى مقدس و منابع دینى مسیحیان ، به زبان انگلیسى انتى کریست (chris Anti) آمده است ، یعنى دروغگو و حیله گر.
بنابراین ، خروج دجال ، به این گونه که بیان کردیم ، مشکل است ، مگر این که بگوییم ، خروج دجال ، کنایه است .
ج . این احتمال نیز وجود دارد که مراد از دجال ، همان سفیانى باشد که در کتابهاى عامه ، بیشتر به عنوان دجال  و در کتابهاى خاصه به عنوان سفیانى  آمده است  .
گرچه از بعضى جهات ، خروج دجال و سفیانى ، یکسانند و هر دو دعوت به باطل مى کنند و با توسل به حیله گرى و تزویر، مردم را مى فریبند، به مبارزه با جناح حق بر مى خیزند و سرانجام به هلاکت مى رسند و... ولى با دقت در روایات خروج سفیانى و روایات مربوط به خروج دجال ، در مى یابیم که بین این دو فرقهاى زیادى وجود دارد و اگر اصل خروج دجال را امرى مسلم بدانیم ، ناچار باید فردى غیر از سفیانى باشد. مثلا، دجال ، ادعاى ربوبیت مى کند و کافر است ، ولى دلیلى بر کفر سفیانى نداریم . فقط در روایتى اشاره شده که وى ، صلیبى بر گردن دارد که اگر درست باشد، مسیحى است ، ولى روایت از معصوم (ع ) نیست و ارزشى ندارد.
افزون بر این ، در روایات آمده که سفیانى ریاکارانه تظاهر به دیندارى و تقدس مى کند و مدام ذکر )یا رب یا رب ( بر زبان وى جارى است .
خروج سفیانى ، همزمان است با قیام سردارانى از خراسان و یمن و مصر که به حق و عدالت فرا مى خوانند و زمینه را براى انقلاب بزرگ مهدى ، مهیا مى سازند.
خروج سفیانى ، منطقه نسبتا محدودى را فرا مى گیرد، در حالى که دجال ، به جز مکه و مدینه ، به همه جاى زمین مى رود و فتنه وى ، همه جا را مى گیرد. در شکل و قیافه هم ، با یکدیگر، فرق دارند. پس دجال نمى تواند، همان سفیانى باشد.
ه . دجال ، کنایه از کفر جهانى و سیطره فرهنگ مادى بر همه جهان است .
استکبار، با ظاهرى فریبنده ، مردم را، بویژه مسلمانان را مى فریبد و با قدرت مادى و صنعتى و فنى عظیمى که در اختیار دارد، آنان را به شدت مرعوب خویش مى سازد، به گونه اى که مسلمانان احساس خودباختگى مى کنند. قدرت مادى استکبار، بیش از آنچه که هست در نظر آنان بزرگ جلوه مى کند، تا آن جا که مى پندارند آب و نان آنها به دست اوست .
پیامبران امتهاى خویش را از فتنه دجال بیم داده اند، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانى برحذر داشته اند:

ما بعث الله نبیا الا و قد اءنذر قومه الدجال.

پس بعید نیست که منظور از دجال ، با آن شرایط و اوصاف ، قدرتهاى بزرگ و اهریمنى باشند.
برخى از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده اند و همه ویژگیهایى که براى دجال بیان شده با ویژگیهاى استکبار برابر دانسته اند. مثلا در اوصاف دجال گفته شده : کوهى از طعام و شهرى از آب به همراه دارد کنایه از امکانات عظیم و گسترده اى است که استکبار در اختیار دارد.
گفته شده : دجال ، به همه جاى زمین سفر مى کند و... مى تواند اشاره به ابزار و وسایل پیچیده تبلیغاتى و مخابراتى و تجهیزات مدرن مبادله پیام ماهواره اى و نیز استفاده از ابزار پیشرفته حمل و نقل و هواپیماهاى مافوق صوت براى مسافرت از جایى ، به جاى دیگر باشد.
سیطره استکبار جهانى بر جهان سوم ، در واقع ، با استفاده از شگرد ویژه است : طرفدارى از حقوق بشر، صلح ، امنیت ، کمکهاى بشر دوستانه و....
استکبار، به معناى واقعى ، دجال است . استکبار خود را قیم ملتها مى داند و با تکیه به ثروت انبوه و قدرت عظیمى که در اختیار دارد، در همه جاى زمین دخالت مى کند و همه را به زیر سلطه خویش مى آورد

/ 0 نظر / 9 بازدید